دور دورتر از دسترس
بیقرار توام... آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
حرفهای من سکوت ناشیانه ای بود که طاقت نیاوردم از چشمهایم بخوانی .... بــــاید همیشــــه دور بــــود نــــزدیکــــی دلم می سوزد...برای روزهایی که گذشت و می توانست نگذرد...بی تو ! ﺣـــــــــــﺲ ﻣﻲ ﻛـــــــــــﻨﻢ ﺩﻧﻴـــــــــــﺎ ﺧـــــــــــﺎﻟﻴﺴﺖ ﻣﮕـــــــــــﺮ ﺗﻮ ﭼﻨـــــــــــﺪ ﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩﻱ!؟ و "قاف" حرف آخر عشق است سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت ولنتاین هم رسید! این روز قشنگ رو به همه تبریک میگم!البته یکم زودتر!
روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب
رنگی بودن من و تو با هم داره تصویر
قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم دیگرم گرمی نمی بخشی عشق ، ای خورشید یخ بسته سینه ام صحرای نومیدیست خسته ام ، از عشق هم خسته می دونم گاهی حرفام خیلی تلخه بگو می تونی حرفامو ببخشی باید گاهی توچشمام خیره شی تا ببینی تا چه حد غمگین وخسته ام نمی دونم دخیل دلخوشیمو به چشمای کدوم آیینه بستم یه دنیا خاطره تو کوله بارم منو از زندگی مأیوس کرده شبای بی چراغ زندگیمو پر از تنهایی و کابوس کرده تو نور روشن روزای بعدی همون روزایی که آیینه وارن همون روزای خوشرنگ دل انگیز که تو آغوششون پروانه دارن تو می تونی منو آشتی بدی با شبای روشن ستاره بازی تو می تونی کنار من بمونی تو می تونی منو از نو بسازی تو می تونی با یه لبخند شیرین بدیهای منو آسون ببخشی می تونی به کویر خشک قلبم تو به آهستگی بارون ببخشی چون گل ز ساده لوحی، در خواب ناز بودیم اشک وداع شبنم، بیدار کرد ما را پنداشتی که چون ز تو بگسستم دیگر مرا خیال تو در سر نیست اما چه گویمت که جز این آتش بر جان من شراره دیگر نیست








کــــوری مـــی آورد
نــــزدیکــــی
خــــواب مـــی آورد
عــــادتــــ
بــــاید همیشــــه دور بــــود
نــــزدیکـــی گنــــد
بـــــالا مــــی آورد 







آنجا که نام "تو" آغاز میشود
و قاف حرف اول قلب است
آنجا که نبض واژههای تو دلتنگ میشود
و قاف حرف اول قله است
آنجا که بادبان غزلهایت باز میشود
و قاف حرف اول قاصدک است
آنجا که شعر برای تو پرواز میشود
و قاف حرف اول قبله است
آنجا که شعر تو آواز میشود
و قاف قاب دلمردهی تنهایی ماست
آنجا که نام تو بر خاک، راز میشود
و قافِ قسمت تو شاید این باشد:
چه دیر زخمهای کهنهی تو باز میشود
و رنج حرف آخر نام توست
آنجا که مرگِ بغضِ نفسهایت، شعر میشود
و قاف حرف اول قلب است
آنجا که یاد تو تکثیر میشود
این واژههای عاریهای را ببین چه سان
در سوگ قاف عشق چه بیبال میشود
با این که نیستی ولی دلِ خیال ما
با عطر شعرهای تو همراز میشود

بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام
******** سال نو مبارك ********





خوشحالی
غم دارم و ناخوشم که سخت سیرم از خوشحالی
پس جشن تولدی شود بگیرم از خوشحالی ؟
میلاد من و نبودنت ؟ نه هدیه ات خوب نبود
بی تو نشود که هدیه ای پذیرم از خوشحالی
شمعم که زمانه بی تو بی سبب مرا فوت کند
در جشن تولد زمانه پیرم از خوشحالی
برگرد بیا ، همان دو شاخه رز ، دنیایی است
برگل ، به لبت بزن ، "به آن اسیرم" از خوشحالی
بی تو به صد آه سرد ، شمع کیک را ترساندم
ای کاش به بودنت نفس بگیرم از خوشحالی
با تو به خدا دوباره ، نازنین به دنیا آیم
این بار ، به از تجربه ی اخیرم از خوشحالی
منفی به جواب آزمایش تب عشق بد است
آری ! به جواب مثبتت بمیرم از خوشحالی
غم داشتم و نام تو بی بهانه شادم کرده
با تو به هدف زدم به شعر ، تیرم از خوشحالی
انقدر تو را به شعر ساکتم ، دگر داد زدم
در شهر به نام تو فقط شهیرم از خوشحالی
خوشحالی من فقط برای روز میلاد نبود
تو ، علت صحبت دل حقیرم از خوشحالی


باید دیوونگیهامو ببخشی نگاه سرد چشمامو ببخشی









